useability |در دسترس بودن|قابلیت استفاده

در ویکی پدیا واژه کاربردپذیری useability رو از دیدگاه سازمان بین المللی استاندارد سازی این طور تعریف کرده:
میزانی که یک محصول می‌تواند توسط کاربران خاصی برای رسیدن به هدفی معین، مورد استفاده قرار گرفته و در حین استفاده، ضمن داشتن اثربخشی و کارایی، رضایت کاربر را در زمینه مورد استفاده تأمین کند.

در وب، کاربردپذیری یک شرط اساسی برای بقا است. اگر استفاده از وب سایتی سخت باشد، کاربران به راحتی آن را می بندند. اگر صفحه اصلی نتونه به روشنی، نشون بده که چه چیزی ارائه می کنه و یا کاربران در این سایت چه کاری می تونن انجام بدن، کاربران سایت رو ترک می کنند. اگر کاربران در سایت گم بشن، سایت رو ترک می کنند. اگر خواندن اطلاعات یک وب سایت سخت باشه و یا جوابگوی سوالات کلیدی کاربران نباشه، اونها سایت رو ترک می کنند. نکته اینجا است که وب سایت محصولی نیست که بگیم کاربران برای استفاده از اون یک دفترچه راهنما رو اول بخونن یا بخوان زمان زیادی صرف کنن برای اینکه از رابط کاربری سر در بیارن. کلی سایت دیگه هست که این مسائل رو نداشته باشن. بنابراین ترک کردن سایت اولین واکنش و طبیعتا آخرین واکنش! کاربران است وقتی که با سختی در سایت مواجه می شوند.

اولین قانون تجارت الکترونیک میگه: اگر کاربران نتوانند محصول را پیدا کنند، نمی توانند آن را بخرند!

برای اینترانت، کاربردپذیری، با بهره وری کارکنان ارتباط مستقیم داره. زمانی که کاربران برای سردرگم شدن در اینترانت و یا سردرآوردن از ساختار پیچیده تلف می کنند در حقیقت پولی است که ما به آنها میدیم که سر کار حضور داشته باشن در حالیکه نمیتونن کار خودشون رو انجام بدن!

در حال حاضر بهترین پیشنهاد، هزینه کردن ۱۰ درصد از بودجه یک پروژه بر روی useability است. به طور متوسط، این میتونه باعث بیش از دوبرابر شدن معیارهای کیفیت مورد نظر از یک وب سایت و کمی کمتر از دوبرابر شدن معیارهای کیفیت اینترانت بشه. برای نرم افزار و محصولات فیزیکی، بهبودها معمولا کمترند، ولی باز هم قابل توجه اند وقتی که ما در فرآیند طراحی روی کاربردپذیری تاکید میکنیم.

برای پروژه های طراحی داخلی، دو برابر کردن useability مثل اینه که بودجه آموزش رو نصف کنیم و یا تعداد معاملاتی که کارمندان در ساعت انجام میدن رو دو برابر کنیم. برای طراحی خارجی، با این کار، میشه به دوبرابر شدن فروش، دوبرابر شدن کاربران ثبت شده و فروشندگان لیدر و یا دوبرابر شدن هر هدف دلخواه دیگری که انگیزه پروژه طراحی ما است، فکر کرد.

چطور کاربردپذیری رو بهبود بدیم
روشهای زیادی برای بررسی کاربردپذیری وجود داره ولی یکی از اساسی ترین ها و مفید ترین ها، تست کاربری است. که ۳ مولفه داره:

تعدادی از کاربران نماینده را به عنوان مشتریان سایت تجارت الکترونیک یا کارمندان یک اینترانت در دست داشته باشیم (در مورد دوم، آنها باید خارج از دپارتمان ما کار کنند)
از کاربران بخواهیم با طرح فعلی کارهایی که در وب سایت میشه انجام داد را انجام بدن
مشاهده کاری که کاربران انجام میدهند، جایی که موفق می شوند و جاهایی که با رابط کاربری دچار مشکل می شوند. ساکت باشیم و بگذاریم کاربران با هم صحبت کنند.

خیلی مهمه که این تست را تک تک بگیریم و اجازه بدیم که هر مسئله ای را خود اونها به روش خودشون حل کنند. اگر ما به اونها کمک کنیم و یا توجهشون رو به بخش خاصی از صفحه جلب کنیم، نتیجه تست دارای خطا خواهد بود.

برای مشخص کردن مهمترین مسائلuseability طراحی، تست از ۵ کاربر معمولا کافیه. به جای اجرای یک بررسی بزرگ و گران، استفاده بهتر از منابع اینه که تعداد زیادی تست کوچکتر اجرا کنیم و بین هر کدام از تستها طراحی را بهینه کنیم. بنابراین ما میتونیم به محض شناسایی نقص های وب سایت اونها رو برطرف کنیم. طراحی های مجدد یکی از بهترین راهها برای افزایش کیفیت تجربه کاربر است. هرچه ورژنهای بیشتر و ایده های رابط بیشتری با کاربران تست کنیم، بهتر است.

خیلی مهمه که ما به طور مستقیم نظاره گر کاری باشیم که کاربران با رابط کاربری انجام میدن. صرفا گوش دادن به تجربه اونها ممکنه گمراه کننده باشه.

چه وقت روی کاربردپذیری کار کنیم
کاربردپذیری در هر مرحله از فرآیند طراحی نقش داره. یک دلیل پیشنهاد بررسیهای فردی سریع و ارزان، نیاز به بررسی های متعدد برای نتیجه گیری است. مراحل اصلی این کار:

قبل از شروع طراحی جدید، طراحی قدیمی را تست کنیم تا بخشهای خوبی که می بایست نگه داریم یا تاکید کنیم و همچنین بخشهای بدی که برای کاربران مسئله ایجاد می کرد را مشخص کنیم.
در صورتی که روی یک اینترانت کار نمی کنیم، طراحی رقبای خود را تست کنیم. این باعث میشه که اطلاعات خوب و نسبتا ارزونی رو در ارتباط با رابط های کاربری که ویژگیهای پروژه مورد نظر ما را دارند، به دست بیاریم.
انجام یک بررسی درست برای دیدن رفتار کاربران در محیط واقعی سایت.
تهیه نمونه های کاغذی از یک یا بیشتر ایده های طراحی جدید و تست کردن آنها. هر چه زمان کمتری برای این ایده های طراحی صرف کنیم بهتره، چرا که ما نیاز داریم همه آنها را بسته به نتیجه تستها تغییر بدیم.
بهینه کردن ایده های طراحی که بهترین نتیجه رو داشتن و تست کردن آنها.
بازرسی طراحی، بر اساس دستور العمل های کاربردپذیری که این دستور العملها میتونن از مطالعات و یا بررسی های خود ما به وجود اومده باشن و یا از طریق تحقیقات منتشر شده دیگر.
وقتی تصمیم گرفتیم و طراحی نهایی را اجرا کردیم، دوباره تست کنیم. مسائل ظریف کاربردپذیری همیشه در طول اجرا پیش می آیند.
تست کاربری را تا موقعی که طرح به طور کامل اجرا نشده، انجام ندیم. وگرنه، رفع اکثریت قریب به اتفاق مسائل اساسی کاربردپذیری که تست نمی پوشاند، ناممکن خواهد شد. خیلی از این مسائل به احتمال زیاد ساختاری هستند و رفع آنها نیازمند معماری بزرگ مجددی است.

تنها راه یک تجربه کاربری کیفیت بالا، این است که تست کاربری را در همان مراحل اولیه طراحی شروع کنیم و مرحله به مرحله تستهای لازم رو انجام بدیم.

کجا تست کنیم
در صورتی که ما حداقل در هفته یک بررسی کاربری در هفته داشته باشیم، بهتره که یک فضای مخصوص برای تستهای کاربردپذیری در نظر بگیریم. اما معمولا ممکنه این امکان برای همه وجود نداشته باشه. میشه از اتاق کنفرانس و یا اتاقهای دیگه شرکت استفاده کرد. در حقیقت یک فضای اختصاصی نداشته باشیم. منتها شرطش اینه که بتونیم شرایطی رو فراهم کنیم که حواس کاربران پرت نشه. مسئله مهم اینه که ما کاربران واقعی در اختیار داشته باشیم و هنگام تست در کنار اونها بنشینیم و اعمالی که انجام میدن رو ببینیم. تنها چیزی که ممکنه لازم داشته باشیم یک دفترچه یادداشت برای نت برداریه.

Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on pinterest
Pinterest
Share on whatsapp
WhatsApp

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.